احسان علیخانی: واقعا پول مفت گرفتم! + تصاویر


شب گذشته احسان علیخانی ضمن قدردانی از تمام عوامل پشت صحنه‌ی  ماه عسل متذکر شد: من یک بی معرفتی کردم امروز یک هفته از شروع برنامه گذشته و دوستانم خیلی دل آشوب ماه عسل را  دارند ولی من یادی از آنها نکردم از پیمان قانع طراح دکور متشکرم. ماه عسل در این بین تلفاتی هم داشته البته جانی نبوده بلکه دست و پا شکسته. با باز شدن صدف سفید رنگ شاهد سه نوجوان بودیم که بر روی صندلی‌هایی سفید رنگ  ماه عسل نشسته بودند. رضای 13 ساله با پنج خواهر و برادر در منطقه شوش و در خانه‌ای محقر زندگی می‌کرد پدرش...ادامه در ادامه مطلب...

شب گذشته احسان علیخانی ضمن قدردانی از تمام عوامل پشت صحنه‌ی  ماه عسل متذکر شد: من یک بی معرفتی کردم همین امروز یک هفته از شروع برنامه گذشته و دوستانم بسیاردل آشوب ماه عسل را  دارند ولی من یادی از آنها نکردم از پیمان قانع طراح دکور متشکرم. ماه عسل در این بین تلفاتی هم داشته البته جانی نبوده بلکه دست و پا شکسته. 

با باز شدن صدف سفید رنگ شاهد سه نوجوان بودیم که بر روی صندلی‌هایی سفید رنگ  ماه عسل نشسته بودند. رضای 13 ساله با پنج خواهر و برادر در منطقه شوش و در خانه‌ای محقر زندگی می‌کرد پدرش بیکار بود، بنابراین رضا نان‌آور خانه بود و در یک مغازه پرس کاری کار می‌کرد و عصرها هم دوغ می فروخت.

 
نوجوان دیگر که نام او هم رضا بود با 12 سال سن و با فروختن دستمال در سر چهارراه نواب برای پنج خواهر و برادر و پدر بیمارش کسب درآمد می‌کرد.
 دختری به نام افسانه از دیگر مهمانان ماه عسل بود که او هم از طریق فروش بیسکویت کار می‌کرد.
 
 
 
زمانی که علیخانی مخاطبان را دعوت به تماشای آگهی بازرگانی کرد رو به سه نوجوان گفت: این کسانی که سفارش آگهی می‌دهند بسیارپولدار هستند؛ رضای 12ساله در واکنش به این جمله گفت: بعضی از بازیگران برای یک بازی 800 هزار تومان دستمزد می‌گیرند.
 علیخانی در پاسخ گفت: 800 هزار تومان که پول نیست بعد رضای 13 ساله که بسیارشیرین‌زبان بود، در برابر این جمله‌ی علیخانی متذکر شد: این پول برای شما پول نیست اما برای ما خیلی‌ِ.
 
 
 علیخانی که از این پاسخ متعجب شده بود پاسخ داد: حرف شما متین، من جلوی شما باید لنگ بندازم.
 جلوی شما من پول مفت خوردم واقعا پول مفت گرفتم آدم مرد باشه بگه... .
 دو مهمان دیگر با نام فاطمه و مینا به جمع مهمانان اضافه شدند،‌ مینا قصه‌ی زندگی خود را اینگونه شرح داد که من از پنجم ابتدایی شروع به کار کردم دیوار و زمین شستم و درس خواندم با درد و رنج بزرگ و عظیم شدم و حتی قصد خودکشی داشتم اما یک پدر معنوی نجاتم داد و الان دارای یک فرزند هستم.
 
 
 فاطمه دیگر مهمان برنامه که یک پدر نابینا داشت از  کودکی سوار بر موتور کارهای پدرش را انجام می‌داد و در حال حاضر هم برای کسب درآمد با ماشین مسافرکشی می‌کند.
 و پس از ترک جایگاه مهمانان خاطرنشان کرد: بچه‌هایی که یک خانه را اداره می‌کنند شاید فردا یک کشور را اداره کنند در خیابان بودن آنها جرم نیست اما ممکن است کوچه و خیابان از آنها یک مجرم بسازد.
 ماهتون عسل

جهت اطلاع از آخرین تغییرات وب سایت نازترین در خبرنامه وبلاگ ثبت نام کنید:




نظرات شما عزیزان:

مینا 
ساعت12:10---30 مرداد 1393
خیلی قشنگ بوددددددددددددد

نام :
آدرس ایمیل:
وب سایت/بلاگ :
متن پیام:
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

 

 

 

عکس شما

آپلود عکس دلخواه:



دو شنبه 16 تير 1393