خاطرات نزدیک


این روزهادوریت را حس می کمو در سراپرده ی احساسسخت می گریم!اینجا؛در این هزارتوی خوش نامروی پله های احساسچقدر جای تو خالی است!سر بر میز می گذارم!روزهای رفتنت را نمی شمارم تا که آمدنت راهر لحظه به انتظار بنشینم!نازنین من!این روزها که نیستی، از هجوم خلوت تنهایی خویشبه هرآنچه دوست نداشتنی است، پناه می برم!به ...لطفا ادامه مطلب را مشاهده کنید و مشاهده کنید

این روزها
دوریت را حس می کم
و در سراپرده ی احساس
سخت می گریم!
اینجا؛
در این هزارتوی خوش نام
روی پله های احساس
چقدر جای تو خالی است!
سر بر میز می گذارم!
روزهای رفتنت را نمی شمارم
تا که
آمدنت را
هر لحظه به انتظار بنشینم!
نازنین من!
این روزها که نیستی،
از هجوم خلوت تنهایی خویش
به هرآنچه دوست نداشتنی است، پناه می برم!
به هوای دودآلود!
به کلاغ های بدشکل!
به … به صدای پشه ها
که مرا از خود رها می سازند
و لحظه ای
تصویر تو را
در ذهن من
مخدوش می سازند!
چقدر فاصله داریم…
تو
زود برمی گردی
و من این را به دلم
نوید داده ام.
چند روز است رفته ای!
چند روز؟
نمی دانم.
اما می نشینم
همین جا
تا تو را
همین حوالی ببینم
می دانم …
آن روز زود فرا می رسد!


جهت اطلاع از آخرین تغییرات وب سایت نازترین در خبرنامه وبلاگ ثبت نام کنید:




نظرات شما عزیزان:

نام :
آدرس ایمیل:
وب سایت/بلاگ :
متن پیام:
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

 

 

 

عکس شما

آپلود عکس دلخواه:



شنبه 14 تير 1393